برسام جان  و برسین برسام جان و برسین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

دوقلوهای ما

اولین حرکت

  ١٨مهر 1389 تولد بابا حسین مبارکککککککککککککککککککککک   امروز خبر دادن که بابا بزرگ مامانی از بین ما رفت پیش خدا  خدا رحمتش کنه اما از اونجایی که مامان همچنان در حالا بالا آوردنه هیج جا نمیتونه بره  فقط رفت پیش مامان جون و بهش تسلیت گفت  تازه بابایی هم امروز رفت کیش واسه سمینار من و شماها تنها بودیم و حسابی دلمون گرفت که بابایی داره میره پنجشنبه 22مهر 1389 امروز آخرین روز هفته 21 بارداری اولین حرکتتونو شروع کردین البته خیلی ظریف بود مثل نبض زدن بود و منو و حسین چون خیلی نگران بودیم از تکون نخوردنتون عشق کردیم از حرکات نمایشیتون چون امشب بابایی بعد از 5 روز اومده بود از ک...
23 مهر 1389

تعیین جنسیت دوقلوهای نانازی

امروز اولین روز هفته هیجدهم و وارد ماه پنجم بارداری شدم وقت سونو داشتم واسه تعیین جنسیت نی نی گولها با حسین شرط بندی کرده بودم من میگفتم هر دو پسرن اما حسین جون میگفت 1 دخترو 1پسر هستن  اول آقای دکتر پسر پسر قند عسل و دید و بعد از کلی نگاه کردن خانوم خانوما پیداش شد آقای دکتر گفت هر دو موازی هستن و گل پسر برای خودش اون بالا  روی آبجیش دراز کشیده وآجیشو داره له میکنه آره قشنگ قشنگا مامی جون شرط و باخت اما یه نیم ساعتی  بابایی رو سر کار گذاشتم و گفتم هر دو پسرن بعد خاله لیلی زنگ زد و بهش گفتم و اونم کلی ذوق کرد و به بقیه خبر داد       ...
27 شهريور 1389

اولین سونوگرافی و دوقلو بودن

دوشنبه 21 تیر 89  هفته هشتم بارداری رفتم آزمایشگاه پاتولوژی سینا و آزمایش اولیه بارداری که شامل قند وخون و..........دادم   امروز آخرین روزه هفته یازدهم و سپری میکنم که اولین سونو گرافی رو رفتم واسه صدای قلب نینی سن جنین ١٠ هفته و ٦ روز  که دکتر وقتی سونو کرد گفت اولی که خوبه و دومیییییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به دکتر گفتم مگه چند تاست؟ گفت شما دوقلو باردار هستییییییییی  کلی ذوق کردم و باورم نمیشد دو تا نینی وایییییییییییییییییییییی خدا جونی مرسیییییییییی که این همه به من لطف داشتی و دوتاشو یکجا بهم دادی .حسین جون هم بیرون منتظرم بود وقتی بهش گفتم شوکه  شد از خوشحالی چون خی...
13 مرداد 1389

اولین قلم

چند هفته است که بابایی خیلی از اومدن شما تو دل مامانی خوشحاله و با هم تصمیم گرفتیم که واستون یه وبلاگ خوشکل موشکل درست کنیم که وقتی بزرگ شدید سوپرایزتون کنیم   ...
1 مرداد 1389

تست بارداری

دیروز رفتم تست بارداری دادم گفتن فردا جوابش آمادست قرار شد امروز حسین بره جوابو بگیره وای یه حس غریبی داشتم و دل تو دلم نبود تا این که  حسین جون  از سر کار رفت جوابو گرفت و تلفنی   خبر داد و منو کلییییییییییییییی خوشحال کرد   آره مامانی نینیدار شده ...
1 تير 1389